سيد علي اكبر قرشي

27

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( لا إِله إِلَّا الله ) * مانند كوه استوارى سينه به زمين زد لذا خداوند فرمود : براى تو فتحى آشكار پيش آورديم تا گناهان دور و نزديكت را ( كه همان خيالات بوده باشد ) بيامرزيم و ديگر آن خيالات بذهن تو نيايد آخرين سوره ايكه بآنحضرت نازل شده سورهء نصر است كه فرموده * ( « إِذا جاءَ نَصْرُ الله وَالْفَتْحُ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ الله أَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْه إِنَّه كانَ تَوَّاباً » ) * . يعنى چون يارى خدا و فتح آمد و ديدى كه مردم فوج فوج بدين خدا داخل ميشوند خدا را تسبيح و حمد بگوى و آمرزش بطلب . طلب آمرزش ديگر براى چيست ؟ ! يعنى حالا كه با چشم خود ديدى دين جاى خود را گرفت و بعوض يك يك ، گروه گروه داخل دين ميشوند و وعدهء خدا عملى شد ديگر از آن خيالات كه داشتى آمرزش بخواه ؟ مفسران در تقريب آيهء شريفه اقوالى دارند كه از نظر نگارنده قانع كننده و دلچسب نيست و به آنچه گفته‌ام اعتماد دارم . بعضى از بزرگان فتح را صلح حديبيه گرفته و از آيات سوره كه صلح مزبور را يادآورى مىكند استمداد كرده است . ناگفته نماند گرچه در آيات اين سورهء راجع به صلح حديبيه مطالبى هست ولى بعيد به نظر ميرسد مراد صلح باشد در روايت امام رضا عليه السّلام آمده كه فتح مكه فرموده‌اند . و اگر مراد از فتح ، جريان حديبيه باشد باز سخن ما به قوت خود باقى است و صلح حديبيه سبب آرامش خاطر آنحضرت گرديد و ديد كه وعده هاى خدا بتدريج جاى خود را ميگيرد و اللَّه العالم . * ( « فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِه إِنْسٌ وَلا جَانٌّ » ) * رحمن : 39 ، به نظر ميايد مراد از اين سؤال ، سؤال استفهام است يعنى از كسى پرسيده نميشود تو چه كاره بوده‌اى زيرا خداوند به همه چيز داناست و آنگهى فرموده * ( « يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ » ) * حاقة :